آویناآوینا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

آوینا ، دردونه مامان و بابا

صحبت های مامانی با دختر عزیزش

سلام دختر عزیزم. امروز که من ( مامانی) دارم این مطلب رو می نویسم 16 مهرماهه. حالا دیگه به امید خدا  حدود دو هفته تا اومدنت باقی مونده. ما بی صبرانه منتظریم تا دختر کوچولومون به سلامتی بیاد و همه رو خوشحال کنه. ولی یادت باشه تو این چند ماهه مامانی رو خیلی اذیت کردی ها شیطونک ! ماه های اول که ویار مامان خیلی بدجور بود . از اکثر غذاها و خوردنی ها بدش می آمد. هرچی هم میخورد ، بر می گشت و مامانی کلی وزن کم کرده بود. حتی مامانی از بعضی رنگ ها و بعضی وسایل خونه هم بدش می آمد. ولی خوب هرچی بود گذشت و حالا دیگه اون حس های بد رو نداره. ولی به جاش تو این ماه های آخر خیلی شیطونی می کنی و حتی شب ها هم نمیذاری مامانی درست بخوابه . تازه فقط این ...
16 مهر 1392

سیسمونی نی نی

سلام دختر گلم جمعه 29 شهریور مراسم سیسمونی شما بود. مامان بزرگ لیلا بعد از کلی وقت گذاشتن و صرف انرژی و خرید کردن برای تو کوچولو ، سیسمونی شما را آماده کرده بود و همه رو روز جمعه برات آورد. مامان بزرگها و خاله ها آمده بودند تا وسایل خوشگلت را ببینند و برات بچینند. البته قبلا تخت و کمد و ویترین خوشگل و خوشرنگت و پرده و لوستر سبز خوشگلت را نصب کرده بودیم. کلی لباس کوچولوی زیبا و عروسک و سایر وسایلت مثل کریر و روروئک و کالسکه و خیلی چیزای خوشگل دیگه که باید تشریف بیاری و ببینی برات آماده کردند در پایین عکس بعضی از وسایلت را می بینی  کلی لباسهای خوشگل داخل کمدت و بقیه عکسها در ادامه لوستر خوشگلت ویترین نی نی ...
9 مهر 1392

مرخصی مامان و درد سرهای مامان

سلام عزیزم حالا تقریبا 4 هفته تا امدنت مانده. مامانی پس از کلی سر در گمی و درد سر تونسته 2 هفته استعلاجی بگیره. یک روز از استعلاجی را با کلی درد سر صرف تایید کردن آن کردیم. اداره بیمه هم تقریبا هیچ اطلاعات درستی نمیده و برای تایید فرستاده بیمارستان هدایت که خیلی شلوغ بود و پس از کلی معطلی ارجاع به شورای پزشکی دادن و نهایتا مرخصی تایید شد. حال که مامانی مرخصی گرفته تا خانه بمونه تازه همسایه کناری شروع به تخریب کرده هر روز سر و صدا راه می اندازه و 2 سالی هم طول می کشه تا کارشون تموم بشه. تازه دندون مامانی هم شروع به درد گرفتن کرده و چون نمیشه از دندونش عکس گرفت نمیشه کاری کرد (این هم شانس مامانی دیگه) ...
9 مهر 1392

صحبت با برادرزاده خوشگلم

سلام عزیزم  ما همگی منتظریم که تو به سلامتی به دنیا بیایی  و ما باهات بازی کنیم و تو زود بزرگ بشی مدرسه بری دانشگاه بری و موفقیت های بزرگی کسب کنی ، مامان بزرگ برات تشک و پتو آماده کرده که هر موقع اومدی خونمون روش بخوابی و خیلی هم خوشگله مثل خودت . ...
8 مهر 1392

صحبت با برادرزاده نازم

سلام عزیزم ، ما بی صبرانه منتظر تولد تو هستیم  تا انشااله صحیح و سالم به دنیا بیایی. خوشگل خانم ما رفتیم سیسمونی تو را دیدیم خیلی خوشگل بودند ، خیلی دلم میخواد باهات بازی کنم با اون دستای کوچولوت ، به هر حال منتظریم. ...
1 مهر 1392

دخترم روزت مبارک

دختر گلم سلام پری روز یعنی شانزدهم شهریور ولادت حضرت معصومه(ع) و روز دختر بود. واسه همین گفتم به تو دختر گلم تبریک بگم. دختر گلم روزت مبارک انشاالله تو و همه نی نی ها سالم و سلامت باشید. دیگه یواش یواش وقتش که بیایی الان در هفته 33 هستی و تا چند هفته دیگه تشریف میاری. اگه بدونی چقدر منتظر آمدنت هستیم. ...
18 شهريور 1392

خرید وسایل نی نی

سلام عزیزم روز سه شنبه 5 شهریور من(مامانی)و مامان بزرگ رفته بودیم برای کوچولومون (تو) خرید کنیم. اگه گفتی چه چیزهایی برات خریدیم؟؟ یه سرویس کالسکه بنفش رنگ شامل کریر،کالسکه،ساک و روروئک. یک رو تختی خوشگل سبز رنگ با عکس بع بعی (خیلی خوشگل که مامانی خیلی ازش خوشش میاد وکلی ذوق کرده) چند تا هم لباس در سایز ها و رنگهای مختلف. من و بابایی هر وقت که میریم خونه مامان بزرگ وسایلت را میاریم و نگاه می کنیم و کلی ذوق می کنیم. چیه تو هم ذوق زده شدی اینهمه وسایل خوشگل برات می خریم؟!!   ...
9 شهريور 1392

خرید لباس برای کوچولو

امروز من( مامان) با مامان بزرگ رفتیم برات لباس بخریم . اگه بدونی چه لباسهای کوچولوی خوشگلی بودن. مامان بزرگ امروز برات 5 دست لباس خوشگل و خوشرنگ خرید. البته هنوز خرید لباست کامل نشده. لباسهایی که برات خریدیم انقدر خوشگله که وقتی آدم نگاشون می کنه دلش آب می شه و فقط دوست داریم زودتر بیای تا بتونیم اونها رو تنت کنیم و ببینیم ولذت ببریم . البته بعضی هاشون هم وقتی یک کم بزرگتر بشی اندازت میشه. بی صبرانه منتظر اومدنت هستیم . ...
3 شهريور 1392

خرید تخت و کمد نی نی

سلام دخترکم بالاخره پس از کلی گشت و گذار و تحقیق و بررسی بین سرویس های تخت و کمد موجود در بازار ، روزجمعه اول شهریور ماه برای تو کوچولوی عزیزمون یه سرویس خوشگل سفارش دادیم (شامل یه کمد، یه ویترین و یه تخت دو منظوره(کودک- نوجوان)) که بهمون قول دادند دو هفته بعد آماده بشه. روی سرویس خوابت عکس فیل برجسته حک شده با کشو های سبز و آبی خوش رنگ. تازه اگه خیلی خوشگل باشه خودمون استفاده می کنیم و تو روی زمین تشریف می بری !! ...
3 شهريور 1392

قصه های مهد کودک: رنگ ماشین خاله

رنگ ماشین خاله مهد کودک امروز که رفتیم مهد کودک دیدیم خاله با یک ماشین جدید امده. بابای مهد کودک درب مهد کودک را باز کرد تا خاله ماشینش را بیار تو. بعدش هم بهش گفت: مبارک باشه ماشین جدید خریدید. چه خوش رنگه! ولی من از رنگ ماشینش اصلا خوشم نیومد. با بچه ها دویدیم رفتیم دور ماشین خاله و بهش گفتیم خاله ماشین خریدی.چند خریدی. پس چرا اینقدر بد رنگه! خاله بهمون گفت بی ادب ها!! ...   بعد رفتیم تو کلاس تا نقاشی بکشیم. خاله گفت امروز هر کس یک ماشین خوشگل نقاشی بکشه من هم با بچه جمع شدیم و تصمیم گرفتیم هچ کس ماشین خاله را نکشه و رنگش هم مثل ماشین خاله نباشه. بعد هم زنگ خورد و خاله رفت تا چای بخوره. در...
3 شهريور 1392